ميرزا حسين النوري الطبرسي
112
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
شصت و ششم : سيّد در بسيارى از اخبار به اين لقب مذكور شده و در كمال الدّين صدوق « 1 » مروى است از على خيزرانى از كنيزكى كه او را هديه كرده بود براى امام حسن عليه السّلام و چون جعفر ، خانهء آن حضرت را غارت نمود ، فرار كرد و برگشت به خانهء مولاى اول خود او نقل كرد كه حاضر شده بود در وقت ولادت سيّد و اين كه اسم مادر سيّد ، صيقل بود و اين كه امام حسن عليه السّلام خبر داده بود او را به آن چه جارى مىشود بر عيال او . پس سؤال كرد از آن جناب كه دعا كند براى او كه مردنش را پيش از او قرار دهد . پس فوت شد در حيات آن حضرت و بر قبر او لوحى بود كه نوشته بود بر آن : « اين قبر مادر « م ح م د » - صلوات اللّه عليه - است . » آن كنيزك گفت : چون سيّد متولد شد ، نورى ديد براى آن جناب كه ساطع بود از او و رسيد تا به آسمان و مرغان سفيدى را ديد كه از آسمان فرود مىآيند و بال خود را بر سر و رو و ساير جسد آن جناب مىمالند ، آنگاه پرواز مىكردند ؛ پس به امام حسن عليه السّلام خبر داديم ، خنديد و فرمود : « آنها ملايكهء آسمان بودند ، نازل شدند كه متبرّك شوند به او و ايشان ، انصار اويند چون خروج كند » و در باب سابق گذشت كه ابى جعفر محمّد بن عثمان ، نايب دوم فرمود : « چون سيّد متولد شد . . . . الخ » شصت و هفتم : شماطيل در ذخيره گفته : اين اسم آن جناب است در كتاب ارماطش . « 2 » شصت و هشتم : شريد مكرّر به اين لقب مذكور شده در لسان ائمّه عليهم السّلام خصوص امير المؤمنين و جناب باقر عليهما السّلام و شريد به معنى رانده شده است ، يعنى از اين خلق منكوس كه نه جنابش را شناختند و نه قدر نعمت وجودش را دانستند و نه در مقام شكرگزارى و اداى حقش بر آمدند ؛ بلكه پس
--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 431 . ( 2 ) . ر . ك : تذكرة الائمه ، ص 184 .